تبليغاتX
آخرین شامگاه - به درخواست میم برای میم
نوشته های یک سادیستی

روزهای پایانی یک مرد

 

نمی دانم چرا میم های زندگی اینقدر زیادند، نام این مطلب به درخواست میم برای میم است ولی باید توضیح بدهم که این دو  میم باهم فرق دارند وهر دوی  این میم ها با میم. ر. این مطلب بمناسبت 14 اسفند است روز درگذشت میم دوم. البته تاخیر در نوشتن این مطلب  تنها به دلیل مرحوم شدن میم چهارمی است که این روزها از بین ما رفته است. پس با درود بر همه میمها.

روی صندلی راحتی خود زیر درخت سرو نشسته بود و با عصایش بازی می کرد. انتهای عصایش را روی دوشش انداخت و با دست دیگر وسط عصا راگرفت. در چشمانش می شد گذشته را دید، گذشته دردناک از روزهای سخت مبارزه، رازهای نگفته در دلش موج می زند، نگاهش را به سمت کوههای شمالی  احمد آباد برگرداند، سپس نگاهی به دشت انداخت و زیر لب گفت:«تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم».

بعد از کودتا روزهای سختی را پشت سر گذاشته بود، لحظات سخت محاکمه، دفاعیات، فریادها و درنهایت 3 سال زندانی و هم اینک در خانه خود در  احمد آباد به اجبار خانه نشین  و روزهای پایانی زندگی به دور از هر گونه هیاهو و سروصدا سپری کردن.

به گذشته می نگرد یا به آینده. نمی دانم جرات پرسیدن از او ندارم ولی می دانم نیم نگاهی به گذشته دارد و امید در آینده. خاطرات خود را نوشته و همه کارها را آماده کرده است. یادم است یک روز می گفت اصلاحات مثل شکاف ایجاد کردن در یک سنگ خارا ست بوسیله ناخن . اصلاحات زمان می خواهد 50 سال و شاید 100 سال. آری به آینده می نگرد و می داند گذشته برای آیندگان تجربه ای خواهد بود.

از روی صندلی بلند می شود و به راه می افتد، دلش برای همسرش که 2 سالیست او را ترک کرده، تنگ شده است، برای دوستانش در طهران برای همه آنهایی که در روزهای سخت ملی شدن صنعت نفت صادقانه در کنارش ایستادند و مخصوصا برای فاطمی و شهدای 30 تیر. رو به من می کند و می گوید:« مرا در ابن بابویه در کنار همرزمانم دفن کنید». سری تکان می دهم به علامت تایید ولی می دانم که هیچگاه به پیش هم رزمانش باز نخواهد گشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 21:29  توسط گوژپشت | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وقتی در خیابان راه می روی و انسانها همچون کرگدنهایی از کنارت می گذرند و به تو تنه می زنند و تو حتی نمی توانی به آنها اعتراض کنی چاره ای نداری جزء آنکه بنویسی، بنویسی در مورد خودت و کرگدنها

پیوندهای روزانه
شطحیات این چند نفر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
پیوندها
شطحیات این چند نفر
روزمرگی دوستم بيژن
محمد خالقي
سيد علي عظيمي
قطره دریا(سميرا)
مخروبه دوست عزیزم مجتبي
قنات سياه( هاجر غريبم)
اصلاحات زنده است
مرثیه های خاک
دست نوشته های من (حميدرضا دودانگه)
من و تو(معصومه حبيبي)
آخرین فیلم باز
کیدو
و نیستی ...
صادق هدایت
احمد شاملو
هوشنگ گلشیری
آثار شاعران معاصر
مجله زیگ زاگ
گردنازخانوم
فريادی از قعر اسفل دركات دوزخ(علي تدين)
نگاه(جمشيد موميوند)
براي آزادي(مريم اكبري)
هفتان
ابله تپه نشین
علي كبيري
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Site Meter